صائن الدين على بن تركه

171

چهارده رساله فارسى ( فارسى )

است . بلى در زمان پادشاهان پيشتر كه حكم شرع نفادى نداشت ، مصلحت نبود مباشر شدن ، به خلاف اين مبارك زمان پادشاه اسلام - خلد اللّه تعالى ملكه و سلطانه - كه به حمد اللّه و منه رونقى در اين وقت ، شرعيات محمدى را پيدا شده كه در هيچ قرن نبوده ، چه مطلقا هركس را كه قضيه‌اى واقع شد ، پرسيدن آن به شرع رجوع فرموده‌اند و ديوان « يرغو » كه عياذا باللّه از مدتى مديد باز ظلمت در خاطر ملوك نشانده بودند و بلاد اسلام بدان ملوث بود ، به يمن عاطفت اين پادشاه دين‌پرور در هيچ جا نام و نشان او نمانده و هيچ « 1 » آفريده ياراى اين نوع پرسيدن ندارد « 2 » مگر پنهان . لاغر « 3 » و . از چنين زندگانى پاك اين اثرها ظاهر گردد . عدلت ستم از زمانه آواره كند * لطفت به كرم چارهء بيچاره كند از هيبت حكم تو صبا را نبود * آن ياره كه پيراهن گل پاره كند پس در زمان پادشاهى چنين دين‌پرور جمعى كه ايشان را قوت آن داده باشد خداى تعالى كه احكام شرع محمدى به مردم رسانند و از عوانان و متغلبان نترسند و روى ايشان نبينند ، اگر اين خدمت بجاى نيارند و جهت استراحت نفس به لذتهاى دنيا مشغول شوند ، هم در اين دنيا از بزرگان دين شرمندگى كشند و هم در عقبى از حضرت رسالت كه شرط خدمت بجاى نياورده شرمسارى ، هركه امروز به خدمت ره خود پيش نبرد * نكند فايده زارى و ندامت پس از اين و خداى « 4 » آگاه است كه دو نوبت كه اين فقير باوجود پيرى و شكستگى از عراق به خراسان آمد و شرف بساطبوس دريافت و شمه‌اى از اين معنى به عزّ عرض رسانيد ، باعث او همين خدمت بود و هوادارى پادشاه دين‌پرور

--> ( 1 ) - م 2 : بر هيچ . ( 2 ) - دم : ندارند . ( 3 ) - لاغر و شگفتى ندارد . ( 4 ) - م 2 : و خدا آگاه است .